جشن انتظار ني ني ها
از چندوقت قبل يه ايده تو سرم بود تا واست يه جشن كوچولو بگيرم قبل بدنيا اومدنت،از طرفي هم توانشو نداشتم مهمون بياد خونمون،ميدونستم همه زحمتا ىاي مامان زهرا ميفته و گناه داره،تا اينكه يكي از دوست جوني هاي مامان سارا(خاله زهراجون) همه رو عصرانه دعوت كرد خونش تا قبل زايمان من يكم دور هم باشيم ،منم از فرصت استفاده كردمو برنامه هامو چيدم،خاله بتي هم ميدوني كه تو دلش ني ني داره و يه ده روز بعد شما ايشالله پاشو تو اين دنيا ميزاره،با مقواهايي كه باباجون رضا زحمتشو كشيده بود اسم شما و اقا نويان ،ني ني خاله بيتا رو در اوردم ويه كيك خوشگلم سفارش داديم و گفتيم روش بنويسن فرشته هاي مهربون منتظرتونيم
خيلييييي روز خوبي بود كلي عكس با اين اسما و كيك گرفتيم ،خاله بتي هم از ماجرا خبر نداشت ،خيلييي ذوق زده شد،فكر كنمم شما و نويان كوچولو هم خيلييي لذت بردين.
اين جشن كوچولو رو ٢٨ مرداد توي س و ي نه هفتگي شما گرفتيم،خاله زهرا هم خيلييي زحمت كشيدن و اون روز رو زيباتر كردن با پذيراييشون.


جشن انتظار ني ني ها 

مامانی سارا و بابا جون رضا